ترس از دست دادن عزیزان یکی از تجربههای رایج انسانی است که در واقع بازتابی از اضطراب مرگ (که تاناتوفوبیا خوانده میشود) و وابستگی عاطفی به کسانی است که برای ما مهماند. این احساس میتواند در موقعیتهایی مانند بیماری جدی یا پایان عمر والدین یا شریک زندگی، باعث تداوم نگرانی و سوگ پیشاپیش شود، حتی زمانی که فقدان هنوز رخ نداده باشد
بنابراین، بررسی علمی و همدلانه این موضوع در قالب روانشناسی اهمیت ویژهای در کمک به افراد برای مواجهه مؤثر با این ترس دارد.
در این مقاله تأکید داریم بر سه عنوان کلیدی: اول «ترس از دست دادن پدر و مادر» که به دلیل پیوند عاطفی و نقشهای حمایتی ویژه، ابعاد منحصربهفردی دارد. دوم «علت ترس از دست دادن عزیزان» که شامل زمینههای روانشناختی، تجربیات پیشین و سبک دلبستگی است. و سوم «درمان ترس از دست دادن عزیزان» که بر راهکارهای شناختیرفتاری، حمایت اجتماعی و معنادیابی تأکید دارد. ساختار مقاله به گونهای طراحی شده تا درک، علتیابی، و راههای مقابله را با هم تلفیق کند.
ترس از دست دادن پدر و مادر
ترس از دست دادن والدین به خاطر نقش حمایتی، هویتبخشی و امنیتبخشی که در زندگی ما دارند، ممکن است بسیار عمیقتر و تأثیرگذارتر از سایر موارد باشد. اگر این ترس از دوران کودکی شکل گرفته باشد، میتواند نوعی اضطراب جدایی و سبک دلبستگی ناایمن پدید آورد. این نگرانی حتی در بزرگسالی نیز ادامهدار است و گاه به سوگ پیشاپیش تبدیل میشود که همراه با احساساتی مانند گناه، اضطراب و غم است که مثلا به ترس از مرگ در سالمندان تبدیل خواهد شد. علائم رایج این ترس چنین است:
- غم مزمن و اضطراب مبهم درباره آینده،
- فکرهای مزاحم درباره اینکه «بدون آنها من چهکاری انجام میدهم؟»
- دشواری در خلق خاطرات مثبت یا پذیرش واقعیت بیماری یا پیری والدین.
علت ترس از دست دادن عزیزان
ترس از دست دادن عزیزان میتواند ناشی از عوامل گوناگونی باشد:
- تجربههای ناگهانی یا تروماتیک از دست دادن یا تهدید سلامت افراد نزدیک مانند تصادف یا بیماری
- وابستگی عاطفی شدید و سبک دلبستگی ناایمن که فرد را درکاهش اتکا به خود آسیبپذیر میسازد
- زمینه ذهنی اضطراب یا وسواس که موجب افزایش حساسیت به افکار در مورد فقدان میشود
- باورهای فرهنگی یا فلسفی درباره مرگ و زندگی پس از مرگ که میزان ترس را تشدید یا تضعیف میکنند
درسایت screening.mhanationa میخوانیم:
چیزهای کمی در زندگی ترسناکتر از فکر از دست دادن یک عزیز هستند. در یک سطح، اکثر ما متوجه میشویم که همه چیز به پایان میرسد. ما معمولاً تمام تلاش خود را میکنیم که به آن فکر نکنیم.
اما بعضی چیزها میتوانند آن را به ذهن ما بیاورند – مثلاً وقتی کسی که دوستش داریم بیمار میشود. یا در طول یک بحران بزرگ مانند یک فاجعه طبیعی… یا یک بیماری همهگیر جهانی. گاهی اوقات این موضوع به این دلیل ساده در ذهن ما است که قبلاً کسی را از دست دادهایم. وقتی احساس افسردگی یا اضطراب میکنیم، ذهن ما میتواند روی افکار منفی مانند این متمرکز شود.
افرادی که این ترس را تجربه میکنند معمولاً ترکیبی از نشانههای روانی، جسمانی و میانرابطهای دارند:
- روانی: افکار وسواسی و اضطراب مداوم درباره سویههای مرگ یا جدایی
- اجتماعی و عملکردی: کنترلگری، اجتناب از تصمیمگیری، کاهش بهرهوری در کار یا تحصیل، دشواری در روابط جدید
راهکارهای عملی مقابله با ترس از دست دادن عزیزان
در اینجا راهکارهای عملی کنترل ترس از دست دادن عزیزان را به صورت منظم و کاربردی معرفی میکنیم. باید گفت شدت یافتن این حس مشکلات نگهداری از سالمندان را برای فرزندان دوچندان میکند. این روشها قابل اجرا بهتنهایی یا در کنار حمایت تخصصی هستند:
۱. افزایش استقلال و عزت نفس
تقویت مهارتهای خوداتکایی مانند توانایی تصمیمگیری و مدیریت زندگی شخصی، به کاهش وابستگی عاطفی کمک میکند.
عزت نفس بالاتر، به فرد اجازه میدهد با اعتماد به نفس بیشتر در روابط عاطفی حضور داشته باشد و ترس از جدایی کاهش یابد
۲. تمرین تنفس عمیق و آرامسازی
چند دقیقه تنفس دیافراگمی عمیق و متمرکز (نفس عمیق از طریق بینی، بازدم آرام از دهان) میتواند تپش قلب و اضطراب را کاهش دهد.
تکنیکهای آرامسازی مانند شلکردن عضلانی مرحلهای هم کمککنندهاند
۳. ذهنآگاهی (Mindfulness) و حضور در زمان حال
با تمرکز بر حال، مانند احساس بدن، تنفس یا حسهای محیط، از دایره اضطرابزا “چهاگرها” خارج میشوید.
تمرینهایی مثل ذنآگاهی و مراقبه کمک میکنند تا مغز به حالت آرامتری سوئیچ کند
۴. ثبت و بررسی نگرانیها
لیست کردن افکار و نگرانیهایی که ذهن را مشغول کردهاند (مثلاً «اگر بیمار شوند چهکار کنم؟») به ایجاد فاصله ذهنی کمک کرده و از شدت اضطراب میکاهد. این روش به عنوان راهی برای نمایانسازی منابع اضطراب کاربردی است.
۵. گفتگو با دیگران یا درمانگر
صحبت کردن درباره ترسها و نگرانیها، چه با دوستان و خانواده و چه با روانشناس، به شما کمک میکند احساساتتان را پردازش و مدیریت کنید. جلسات گروهی سوگ یا مشاوره تخصصی برای کاهش استرس و احساس تنهایی مفید است.
در خانوادههایی که یکی از عزیزانشان در مراحل پایانی زندگی است، برای مثال والدین سالخوردهای که بهتدریج علائم مرگ در پیری مانند کاهش اشتها، خواب بیشتر، ضعف جسمی یا فاصلهگیری از اطرافیان را نشان میدهند، معمولاً احساس سوگ پیشاپیش پدید میآید؛ غمی عمیق برای فقدانی که هنوز رخ نداده است. در چنین شرایطی، گفتوگو با روانشناس، مشاور سوگ یا گروههای حمایتی میتواند به اعضای خانواده کمک کند تا این تجربه را درک و تحمل کنند، احساس گناه یا درماندگی خود را کاهش دهند و معنایی آرامبخشتر برای این مرحله از زندگی بیابند. همراهی همدلانه و آگاهی از نشانههای طبیعی پایان عمر نه تنها اضطراب را کاهش میدهد، بلکه امکان وداعی آرام و انسانیتر را فراهم میکند.
۶. تمرکز بر کنترلپذیرها
پرسیدن این سؤال که «چه کاری میتوانم انجام دهم؟» و بعد آن را انجام دادن (مثلاً مراقبت، برنامهریزی)، و پذیرش اینکه کنترل همهچیز در اختیار نیست.
مهمترین بخش، رها کردن ذهن از نگرانیهای بیپایان درباره آینده است
۷. رشد معنایی و هدفگذاری
تعریف اهداف شخصی (مثلاً بهبود کیفیت رابطه، خدمت اجتماعی، تجربه معنایی زندگی) به معنابخشی به زمان و کاهش تمرکز بر ترس کمک میکند.
ارتباط با باورهای مذهبی یا فلسفی، مدیتیشن معنوی یا رشد شخصی نیز راهحل مؤثر هستند
۸. فعالیتهای مقابلهای دلخواه
انجام فعالیتهای آرامشبخش مانند نوشتن خاطره، هنری یا ارتباط با دوستان، ورزش یا طبیعتگردی باعث تغییر انرژی ذهن و ایجاد آرامش میشود.
این روشها غالباً در مواقع بحرانی از اضطراب کاسته، به تعادل احساسی کمک میکنند و بدون شک میتوانند گامی موثر در مسیر یک زندگی شاد باشند.
۹. استفاده از CBT و مواجهه تدریجی
تکنیکهایی مانند بازسازی شناختی (مطرح کردن سؤالهای منطقی درباره افکار اضطرابی)، مواجهه کنترلشده با تصاویر ترسناک و الگوی رفتاری هدفدار، توسط CBT آموزش داده میشوند.
تغییر تدریجی رفتار و بازنگری تفکر باعث کاهش وسواس و اضطراب میشود
10. شرکت در گروههای حمایت سوگ یا بییرمنت
در این گروهها فرد با افرادی مواجه میشود که تجربه مشابه دارند، حرف و احساس خودش را میشنود و میتواند معناگریزی در کنار دیگران را تجربه کند. حتی اگر بازده جهانی گروهها محدود باشد، تجربه مشارکت اجتماعی و پذیرفتهشدن مؤثر است.
لزوم رسیدگی به ترس از دست دادن عزیزان
ترس از دست دادن عزیزان، گرچه در بسیاری افراد تجربهای مشترک و طبیعی است، در برخی موارد میتواند زندگی را مختل کند و به اضطراب مزمن، وسواس فکری و افت کیفیت رابطه منجر شود. مخصوصاً در کودکان، این ترس اگر به شکل ترس از دست دادن والدین تجربه شود، ممکن است خود را در رفتارهای وسواس غذایی و پرخوری نشان دهد. چنین الگوهایی در صورت تداوم میتوانند به مشکلات جسمی و روانی جدی منجر شوند و نیازمند مداخله بهموقع هستند.
با شناخت علل، علائم و استفاده از راهحلهای درمانی شناختیرفتاری، حمایت اجتماعی و معنادیابی، میتوان این ترس را مدیریت کرده و حتی به فرصتی برای رشد روانی تبدیل نمود. اگر این ترس باعث اختلال در عملکرد زندگی شده، همراه شدن با یک روانشناس حرفهای ضروری است.
سوالات متدول
ترس از دست دادن عزیزان چهمیزان طبیعی است؟
وقتی نگرانی منطقی، گذرا، و کماثر بر عملکرد روزانه باشد، طبیعی و سالم محسوب میشود
چه زمانی باید دنبال رواندرمانگر رفت؟
اگر ترس بیش از شش ماه ماندگار باشد، افکار وسواسی ایجاد کند یا نشانههای جسمانی شدید داشته باشد.
غم پیشاپیش چیست؟
غمی است که پیش از وقوع فقدان واقعی تجربه میشود؛ اگر مدیریت نشود، احتمال افسردگی پیچیده را افزایش میدهد
مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه
آیا درمان شناختیرفتاری (CBT) موثر است؟
بله؛ نویسههای CBT و مواجههدرمانی بهطور موثری در کاهش ترس و اضطراب مرتبط با از دست دادن عزیزان عمل میکنند



